نیمه ی دیگر کجاست ؟
وقتی پایت را می گذاری روی زمینی که چند قدم جلوتر پشت ازدحام در شیشه ای اش همه ی پناهان بی پناهی ات را میبینی ٬ اشک فقط میتواند یک قرار دلتنگی عاشقانه بین دل تو و آن همه دل پاک باشد . هق هق بی اختیار کودکانه ات میتواند از صبوری اینهمه دوری باشد . آرام و خندان اشک می ریزی . میتواند از سر ذوق باورهای خوابیده ات باشد . من دلم گرفته ست . من دلم باز هم از آن روزهای آفتابی میخواهد . من دلم در حسرت یک آشناست . اینجا کجاست ؟ گریه .