تذکر .
کمی من :
یکی از همین روزهایی که خیلی زود می آید یک سال دیگر هم از ما می میرد و من هنوز هم نمیدانم تو برایم چه هستی ؟ اصلن بگذار کمی من باشم و یک عالمه تو . اصلن بگذار مثل حالا که گاهی تنها می شود خواب دید و کمی خیال ِ نازک ٬ در میانه ی این در به دری ِ به قول حاجی با کلاس ٬ آنقدر بگردم تا بهانه ای برای بد بودنت پیدا کنم و یا حداقل یک نشانه از خوب بودنم را به نگاه هایت آویزان کنم . میدانی ؟ گاهی دیدن ٬ رنجش غم را دو چندان می کند . ای کاش می شد زندگی هم مثل سبزی خوردن تازه باشد . آنوقت اشتهایت همیشه باز می مانَد و فکر می کنی که همه ی وعده های بی دوام عمر چه قدر خوردنی و لذیذ هستند . حتا اگر گاهی شور و تلخ و جا نیفتاده و بی نمک و بی مزه باشند ...
احسان خواجه امیری :
بهارش اینجوری باشه . نه امسال ٬ سال من نیست و ... نمی دونی ... نمی دونی ... نمی دونی ...